یاداشت های ۱۰ روز محرم(۲)

ساعت ۵ بعدازظهر از خواب بیدار شدم اونقدر خسته بودم‌که فکر کردم ساعت ۵ صبح بود، برای رفتن به تعمیرگاه عجله داشتم اخه اینقدر از اینکه ماشین زیر پام نیست اذیت شده بودم که دوست داشتم فقط ماشین رو تحویل...

۱۳۹۸-۰۶-۱۲
2 دقیقه بخوانید
17 بازدیدها