بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الأرواح التی حلت بفنائک…
صدای من را از طریق الحسین میشنوید،اینجا چذابه است،محور گذر به بهشت انسانهای آزاده و حج فقرای دلداده.
اینجا گرد و خاکی به پا شده اما نه از نوع خشکسالی بلکه از نوع کثرت قدمهای عاشق در راه معشوق!
ثانیه به ثانیه را باید ثبت و گزارش داد، از پیری که میرود تا تجدید کند بیعت را و از جوانی که سیاه پوش است برای فدائیان دشت کربلا.
به هر طرف که نگاه کنید صحنهای از عشق را میتوانید ثبت کنید، مواکبی با خادمین الحسین، زوار الحسین را ضیافت کرده تا با توانی مضاعف طریق عشق را طی کنند و به معشوق خود برسند.
یکی نانی تازه میپزد و دیگری غذای گرم تقدیم میکند ( هله بزوار الحسین) آنطرف سینی روی سر گذاشته و میوه و بیسکویت تعارف میکند. هرکس میخواهد در این طریق به هر طریقی خادم الزوار باشد حتی اگر کودکی باشد که دستمال کاغذی و آب معدنی تعارف کند و خستگی از جبین دلدادگان پاک کند و گلوی آنان را تر.
اینجا رئیس و مرئوس نمیبینی، مدیر و مسئول کارهای نیستند، هرچی هست مردم هستند، مردمی که امور را بدون میانجی اداره میکنند. بدون منت خدمت میکنند و خستگی را خسته کردهاند.
اینجا نظمی دقیق در میان بی نظمیها رخ نشان داده، نظمی با منطقی متفاوت، منطقی حسینی با هدف آزادگی!
لبیک یا حسین
محمدامین سودانی
زائر جا مانده از غافله
اربعین ۱۴۴۱

بدون نظر! اولین نفر باشید