امروز

پنج شنبه, ۳۱ خرداد , ۱۳۹۷

  ساعت

۰۴:۵۸ قبل از ظهر

سایز متن   /

آ اَلَمان جلیل عالی انور فرزند ارشد آزمان، از سه ریشه عالیور بصورت مستقیم رگ خونی داشت، مادرش بی بی دده فاطی دختر آنادعلی امسمالی و مادربزرگش دختر ملاآقایی غیبی حاجیور بود و وی بصورت غیرمستقیم با طوایف دیگر بابادی وابستگی خونی داشت.
آ اَلََمان جلیل، جوانی شجاع، تیراندازی ماهر و دارای جسارتی بی نظیر بود و در منطقه هر کس قصد شکار داشت، ایشان را با خود می برد تا دست خالی برنگردد و‌ حضور وی در میان هر جمعی نشانه پیروزی آن جمع بر طبیعت بود.
آ اَلَمان مانند برادران خود آملا، آقیصر، آاکبر، آعسگر و عموزاده های خود هیچ گاه به کسی تمکین نمی کرد و‌ فقط براساس برادری و همخونی به افراد احترام می گذاشت.
وی دارای قدی بلند و ‌هیکلی ورزیده بود و راحت در جلوی همه از هر مانعی عبور می کرد، همچنین سوارکاری اش بی نظیر بود و اسب وی ضمن مطیع بودن، با سوار کار خود هماهنگی داشت.
در یکی از صحنه های شکار و‌قتی آ آَلَمان با میرزاحسین خان انتظام الملک، آمهراب پرویزی و یک نفر از طایفه شیخ احمد بلد برای شکار به گِل هره مرز بین بازفت و تاراز رفته بودند، اسب ها را حُورُک(بستن اسب برای چرا و رفتن به شکار)کردند.
آنها تفنگ ها را برای شکار آماده کرده و آ اَلَمان در سینه کش کوه در جلوی همه حرکت می نمود، شیخ احمد بلد که پشت سر همه قرار داشت، ظاهرا غیر عمد تفنگش شلیک شد و تیر از پشت به کتف آ اَلَمان اصابت نمود و‌ او را از پای در آورد:
آ اَلَمان تفنگ طلا، پوست پُر به شونِس
پّشت هم پازَن زنه، سی مهمونونِس
آ اَلَمان تفنگ طلا، همتا نداره
تیر غِیو زیدن زه پشت به شونِس
شاهدان ماجرا نقل می کنند وقتی جنازه را از دامنه کوه به پایین آوردند، اسب آاَلمان که از نژاد خاصی بود(اسب عربی)با حسی که داشت و‌قتی جنازه کشته شده صاحب خود را دید، از حالت معمول خارج شده و‌ شیهه کشان به هر سو حرکت می کرد و ‌با زدن سم پای خود به زمین نگرانی و اندوه خود را نمایان می نمود:
آ اَلَمان دیه نیاهه، اسبس بیقراره
اسب، سُمُ به گِل زنه، طاقت نداره
وقتی که آزمان جلیل به محل حادثه رسید، مشاهده نمود که شخصی را بسته اند، پرسش نمود، این شخص کیست؟ میرزاحسین خان انتظام الملک پاسخ داد که این فردی است که پسرت را کشته.
آزمان باور نداشت که آ اَلَمان با تیر کشته شود، فکر نمی کرد یک تیر پوست پُر، پسرش را بکشد.
آزمان چند روز اجازه نداد که مال های ایل حرکت کنند، میرزاحسین خان انتظام الملک پیش آزمان رفت و گفت اگر صلاح می دانی بجای فرزندت هرکدام از ما را می خواهی، بُکُش!
آزمان گفت پسر مرا شیخ نکشته، خدا کشته و بعد از آن هیچ خون بها و تقاصی را از شیخ مطالبه نکرد و او را آزاد نمود.

ابوالفضل بابادی شوراب

بیشتر بخوانید»  تحصن اعتراضی نمایندگان مجلس خوزستان به دلیل مصوبه محرمانه دولت برای انتقال آب بود / انتقال آب از سرشاخه رودهای خوزستان برخلاف نص صریح قانون است
اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
این مطلب را به اشتراک بگذارید:


لینک کوتاه :

هاست


دسترسی آسان به این پست :

اسکن کنید:  گذشت آزمان جلیل در قبال قاتل فرزندش
قوانین بخش نظرات در شبکه خبری خوزستان

1. نظراتی که در آنها از الفاظ زشت و رکیک استفاده شده باشد تایید نخواهند شد.
2. نظراتی که به صورت اسپم و تکراری فرستاده شوند تایید نخواهند شد.
3. نظراتی که جنبه تبلیغاتی و معرفی محتوای شخصی باشند و یا ربطی به موضوع پست مربوطه نداشته باشند حذف خواهند شد.
4. برای انتقادات ، درخواست ها و پیشنهادات خود از طریق فرم تماس با ما که مستقیم با پست الکترونیک سایت در ارتباط هست اقدام کنید.
5. نظرات ممکن است بدون پاسخ تایید شوند که در اینصورت باید منتظر پاسخ از سوی دیگر کاربران باشید.
6. نظرات فینگلیش تایید نخواهند شد.
7. جهت ارسال نظرات ، حتما آدرس ایمیل خود را به صورت صحیح و بدون www وارد کنید .
دیدگاهها

*

سیاسی

طراحی و پشتیبانی وبسایت