امروز

جمعه, ۲۹ تیر , ۱۳۹۷

  ساعت

۱۸:۴۵ بعد از ظهر

سایز متن   /

(این مقاله راباتأخیرارائه میدم چون زودترازاینهاقلم دلم به نوشتن نمی رفت!)

✔️۱۲آذرروزجهانی معلولین

به مناسبت این روزدلم میخواهداززبان خودم وبقیه ی همنوعانم کمی باشماسخن بگویم!
بگویم که ماانسانیم…روح قلب واحساس داریم…
قضاوتمان نکنید!
مادردهای فراوانی کشیدیم،
باحسرت بزرگ شده ایم وزندگانی راسپری میکنیم…
مافقط قالب فیزیکیمان باشما فرق دارد،
به شیوه وروش خودمان زندگی میکنیم،
غذامیخوریم،
کارهای روز مره مان راانجام میدهیم،
درس میخوانیم،
کار میکنیم،
تشکیل خانواده میدیم،
درجامعه ترددمیکنیم
ومراحل زندگی را یک به یک طی میکنیم.
شمافقط یک نقص عضوازمامیبینید وبرچسب ناتوانی برتمام توانایی ها واستعدادهایمان می زنید!!!
باترحم خوداندک دلخوشی هایمان راازمامیگیرید!
زندگی عادی وطبیعی را برماخُرده میگیرید!بخاطریک نداشتن ازتمام داشته هایمان چشم پوشی میکنید.
شمافقط یک:
《ویلچر》
《یک عصا》
《یک واکر》ازما میبینید!
امانمی بینیدکه این فردویلچری چطور بدون پای سالم وبه راه،پای زندگی اش ایستادگی میکند…بابال شکسته اش به پروازدرمی آیدوبه اوج میرسد!
نمی بینیداین فردعصاوواکربه دست چطوربرای آرزوهاوخواسته هایش دوندگی میکند!
نمی بینیدتک تک ماهاکه انگ ناتوان برپیشانی مان میزنیدچگونه بااراده وانگیزه ی خودمان از نشدنها شدن میسازیم…
نمی بینید باپای لنگان چطورازسنگ ریزه های زیرپایمان پله میسازیم ودوتایکی ازآن میپریم!
تاکی بایدواهمه ی ترس ترحم ازدیگران باما باشد؟
تاکی نگاه شمابه ماازروی ترحم باشد؟
✔️مارابخاطر خودمان،بخاطر قلب مهربانمان بخاطرعشق دروجودمان دوست بدارید.
بخاطرتوانایی هایمان به مااعتمادوفرصت بدهید.
به خاطرخودِخودمان بهمان احترام بگزارید.
✔️من به شخصه باهمه ی شرایط خوب وبدواتفاقات هولناک زندگی وروزگارم کنار آمده ام!ساخته ام ونباخته ام…درعوض رُشدکرده ام…
به خداوندی خداسوگندهیچ گاه گلگی نکرده ام وهیچ گاه حتی درخلوت خودبه خدایم نگفته ام چرا من!!!
همیشه گفته ام چرامن نه…؟
وخداشاهده این هاحرف وشعارنیست…زیراتقدیری که خداوندبزرگ برایم رغم زده راباجان ودل میپذیرم اماسرنوشتی که آدمهابخاطر خودخواهی خودشان بخواهندبرایم رغم بزنندوتحمیل کنندراهرگزنمی پذیرم!
نمی پذیرم که آدمهاازروی ترحم نزدیکم شوند،دستم رابگیرندوازروی ترحم
من رابخواهندومرادوست،همکار ورفیق بدانند…نمی پذیرم ازروی ترحم دوست داشتنشان رابه من ابرازکنند!
نمی پذیرم ازروی ترحم بامن باشندومهربانگی کنندوخطاهایم راببخشند!
همیشه واهمه ی ترس ازترحم بامن بوده وهست!
همیشه بخاطراین مسئله باخوددرگیری داشته ام که نکنددوستانم،خانواده ام واطرافیانم ازروی ترحم به من محبت میکنندوعشق می ورزند؟
نکند صاحب مغازه!
راننده ی آژانس!
پزشک معالج ازروی ترحم به من احترام میگذارندوبهاء میدهند؟؟؟!!!
من ازکودکی بارنجهاومشقتهای زیادی بزرگ شده ام…
کناردردهاوسختی هاسعی کردم فقط بزرگ نشوم(بزرگ باشم)وبرای خالقم بندگی کنم!
فقط زنده نباشم زندگی کنم!
درپس همه ی نداشتن هادارای قلب وسرشت پاک باشم،اصیل باشم،
زیبااندیش،عظیم الروح وگسترده فکرباشم!
ازبن بستها یاراهی بیابم…یا راهی بسازم…
دردوران شیرین کودکی بچگی نکردم،
بادردوابزارپزشکی دست وپنجه نرم کردم وبادردهمبازی بودم،
بجای تاب بازی وسرسره بازی روزگار بدجور تابم دادوپیچ وخم زندگی خم وراستم کرد!
آرزوهایم رابادستهای خودزنده بگورکرده ام!
به هرچه خواسته ام نرسیدم!
به معنای واقعی تمام این کلمه(درد)کشیدم!شکنجه ی روحی شده ام…
قلب ،روح واحساسم را زمانه،آدم وعالم خط خطی کردند،دار زدند.رنجاندند…
اما باهمه ی اینها مسیرزندگی ام راگم نکردم…
خودم راپیداکردم…
خدادرقلبم کوبیدوگفت خودت رارهاکن بنده ی من!
دستانت رابه من بده تافتح کنی دنیارا…
ممکن کنی ناممکن هاراوبدست بیاری دست نیافتنی هارا…
پس ازآن فهمیدم درپس همه ی نداشتن هامن خدایی دارم که داشتنش جبران همه ی نداشته هایم است…
بعدازآن فهمیدم که بایدتاآخرین لحظه ی حیاتم بجنگم،دوندگی کنم که آخرش من برنده باشم،آخرش اون دنیا درمحظر پروردگارم شرمنده نباشم سربلند باشم.
بخاطرهمین است اکنون من باتمام قدرتم
میخواهم زندگی کنم…آنقدربخندم که روسیاه شوندهمه ی آن کلاغهایی که برسرگریاندن من شرط بسته بودند!
میخواهم برای رسیدن به آرزوهاوخواسته هایم تلاش کنم تادرآینده مثل حال حسرتشان را نداشته باشم…
میخواهم زندگی کنم،
عمیق عشق بورزم،
شدیدمحبت کنم،
نوربدهم،
گرما ببخشم ومانندرودجاری باشم…
پس برای زندگی من وامثال من ترحم معنا ندارد!زیراهرکدام ازما باتمام سختی هاومشقتهای زندگی خود قهرمان وشاهکار زندگی خود هستیم…
آیابریک قهرمان ترحم جایزهست؟
ترحم لازم است؟
ماوتوانایی هایمان رابشناسیدبعداگردر زندگی ما یک نقطه ضعف قابل ترحم پیداکردیدآن وقت حق داریدبه ماترحم کنیدوبه چشم یک معلول نگاهمان کنید!!!

 

بیشتر بخوانید»  تکذیبیه استاندار خوزستان / هیچ گونه خروج بدون ویزا و روادید از مرزهای شلمچه و چزابه صورت نگرفته و نمی گیرد

 

 

                   سعاد حریزی/سوسنگرد

اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
برچسب ها:
این مطلب را به اشتراک بگذارید:


لینک کوتاه :

هاست


دسترسی آسان به این پست :

اسکن کنید:  میخواهم زندگی کنم، عمیق عشق بورزم، شدیدمحبت کنم، نوربدهم، گرما ببخشم ومانندرودجاری باشم…
قوانین بخش نظرات در شبکه خبری خوزستان

1. نظراتی که در آنها از الفاظ زشت و رکیک استفاده شده باشد تایید نخواهند شد.
2. نظراتی که به صورت اسپم و تکراری فرستاده شوند تایید نخواهند شد.
3. نظراتی که جنبه تبلیغاتی و معرفی محتوای شخصی باشند و یا ربطی به موضوع پست مربوطه نداشته باشند حذف خواهند شد.
4. برای انتقادات ، درخواست ها و پیشنهادات خود از طریق فرم تماس با ما که مستقیم با پست الکترونیک سایت در ارتباط هست اقدام کنید.
5. نظرات ممکن است بدون پاسخ تایید شوند که در اینصورت باید منتظر پاسخ از سوی دیگر کاربران باشید.
6. نظرات فینگلیش تایید نخواهند شد.
7. جهت ارسال نظرات ، حتما آدرس ایمیل خود را به صورت صحیح و بدون www وارد کنید .
دیدگاهها

*

سیاسی

طراحی و پشتیبانی وبسایت