امروز

چهارشنبه, ۲۲ آبان , ۱۳۹۸

  ساعت

۲۳:۲۳ بعد از ظهر

سایز متن   /

الف: از جهت روانشناسی نفرین یا ساده است یا مرکب که معمولاً همراه با درجه ای خفیف از توهین است. در شرایط عمومی نفرین در حالتی به کار گرفته می شود که یک انسان از اصلاح یک روش یا رویه ناامید شده باشد که در رابطه با آب و فاضلاب اهواز چنین رویکردی در سطوح مختلف قابل مشاهده است. مثلاً دهها میلیارد بابت یک‌ لوله گذاری در بخشی از خیابان انقلاب صورت گرفت و برغم گذشت بیش از ۷ یا ۸ ماه هیچ اتفاقی نیفتاد و نه سپتیک زکی زاده انقلاب راه اندازی شد و نه قطره ای!! از آبگرفتگی معابر کم شد. اینکه این پولها و صورت وضعیتها و نحوه انالیز قیمتها، نوع و نحوه واگذاری، توان حقیقی پیمانکاران و تجهیزات تحت اختیار آنها، نوع و میزان تعهدات قراردادی خصوصا مدت زمان اجرای پروژه ها چگونه و بر اساس کدام مکانیزم قانونی طراحی می شود که نتایج کارها دیده نمی شود واقعاً موضوعی است که از حالت تسامح خارج شده و به یک دغدغه ی عمومی برای همه ساکنان شهر تبدیل که ابتدائاً در بعد محلی از سوی نهادهای نظارتی و قضایی باید مورد بررسی و مداقه ی جدی قرار بگیرد همچنین باید یک کمیته حقیقت یاب ملی بدنبال بسیاری از چراییهای مرتبط به عملکرد آبفا باشد.
در همین رابطه ۳ شخصی که عنوان نماینده مردم را یدک می کشند اگر با سیاستهایشان!!!! در تعارض نباشد و معادلات آنها را مختل نکند، با همکاری سایر نمایندگان می توانند موضوع تحقیق و تفحص در رابطه با کلیه ی پروژه های ۳ تا ۴ سال اخیر و همه هزینه هایی که به نام اصلاح و ساماندهی شبکه ی فاضلاب اهواز شده و می شود را در دستور کار خود قرار دهند.
آری صاحب این قلم همچون اکثریت شهروندان اهوازی از کارکرد این شرکت در چند سال گذشته ناامید و به هیچ عنوان مدیریت فعلی و مجموعه های تحت امر بویژه پیمانکاران عام و خاص!! آن را مدیریتی توانمند در حل مشکلات فراوان موجود نمی بیند.
در چنین حالتی که زندگی بسیاری از اهوازیها فاضلابی شده است، آیا نفرین ساده یا مرکب می تواند چاره ساز باشد و یا اینکه مراجع صالح فارغ از هرگونه مماشات و بدون ذره ای ارفاق موظف به ورود جدی و بازگرداندن اعتماد عمومی در این زمینه خواهند شد؟

ب:مرد جوان به همراه همسر و فرزند دو ساله شان سوار بر موتورسیکلت هُندا ۱۲۵ در باران دوشنبه شب غافلگیر شده بودند. باران آرام گرفته بود و آنها می بایست چهارراه شیخ بها – آزادی (کمپلو شمالی) را که ماههاست همچون سایر خیابانهای این منطقه بویژه ابهری، زکی زاده و… کنده شده و باران لبالب آن را پر کرده است، می باید آن چهارراه را رد کنند و به منزلشان بروند.
هنوز لحظاتی از حرکتشان نگذشته بود که صدای جیغ آن زن که بواسطه ی یک چاله ناپیدا با پسر کوچک و همسرش بشدت سقوط کرده و به درون آن افتاده بودند، توجه نگارنده و چند نفر از دوستان را به خود جلب کرد. آن زن در شرایط نابسامان روحی و بشکلی دیوانه وار فقط پسرم پسرم می گفت. مرد جوان و تنومند که کاملا خیس و گلی شده بود، پس از اطمینان از سلامت زن و فرزندش این جمله را بصورت ناخواسته تکرار می کرد: “اگر یکی از مسئولین آبفا اینجا می بود او را در این چاله ها غرق می کردم “.
اما زن که پسرش را در بغل گرفته بود و سعی در آرام کردنش داشت، برخلاف عربده های بلند همسر درشت هیکلش، به آرامی این دعا را زمزمه می کرد:
” خدایا عاملان و مسببین این وضعیت را در حفره ای بزرگ از همین آب و فاضلاب گرفتار بفرما !! “.

به این مطلب امتیاز دهید
برچسب ها:
این مطلب را به اشتراک بگذارید

| | |



لینک کوتاه :



دسترسی آسان به این پست :

اسکن کنید:  زندگی در فاضلاب / خدایا در “آب و فا” غرقشان کن / لزوم تحقیق و تفحص !
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

اخبار ورزشی

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی