امروز

دوشنبه, ۲۷ آبان , ۱۳۹۸

  ساعت

۲۲:۰۴ بعد از ظهر

سایز متن   /

: ⭕ آیا بهار عربی با تاخیر به عراق رسیده است؟ بقلم دکتر محمد سلامی✋🌹🇮🇷

برابر تئوری‌های انقلاب، اعتراضات مردمی از بحران ناکارآمدی، بحران عدالت،ناتوانی در تامین رفاه مردم، وجود فساد، محرومیت‌های سیاسی و اقتصادی و بیکاری منجر به فقر ناشی می‌شود. اما آنچه امروز در عراق، شاهد آن هستیم را می‌توان در مثلثی از بحران عدالت، فقدان ملی‌گرایی و محرومیت اقتصادی به علاوه رقابت قدرت‌ها بر سر منابع تفسیر کرد. سرزمین کهن عراق سالیان طولانی است که با رانت نفتی اداره می‌شود؛ از این منظر وابستگی به نفت و داشتن اقتصاد تک‌محصولی، اثرات بسیار جدی و مهم در مباحث اقتصادی، سیاست داخلی و خارجی و ساخت درونی این کشور گذاشته است. ساختار نفتی از زمان آغاز استخراج نفت در عراق تا امروز جامعه‌ای منطبق با انسان هیدروکربنی خاورمیانه‌ای را شکل داده و هویت‌دار کرده است که هیچ ارتباطی با سایر هویت‌های دیگر ندارد و اگر هم ارتباط داشته باشد، هویتی متناقض است. رقابت بر سر منابع قدرت و ثروت در عراق در دوره صدام حسین هم ماهیتی منطقه‌ای و هم بین‌المللی داشت. با وجود آنکه صدام شخصاً فاقد رویکردی ایدئولوژیک بود، اما مرکز سیاستگذاری کشور وابسته و در اختیار سنیان بود و صدام نیز به عنوان کانون اصلی، منابع و کشور را حکمرانی می‌کرد. پس از سقوط صدام و فروپاشی حکومت او، با تغییر و جابه‌جایی قدرت، شیعیان کانون سیاستگذاری عراق را در اختیار گرفتند و به این ترتیب، بخشی از اهل سنت، خواه‌ناخواه، در حاشیه قرار گرفتند. اکنون در مرحله جابه‌جایی تدریجی قدرت از دو ساختار ایدئولوژیک پیشینی و متاخر دارای هوادار و توانمند در بسیج عمومی و دارای حامیان منطقه‌ای در عراق امروز هستیم. بحران اخیر در عراق و شورش‌های عمومی وضعیت و ویژگی متفاوتی دارد که تنها در قالب ادراک وضعیت فعلی جهان منطبق با تکنولوژی رسانه‌ای، جوان‌گرایی و آگاهی طبقاتی نیروهای سابقاً منفعل و در حاشیه قابل فهم است. این تغییر و جابه‌جایی فکری و قالب عملی آن را می‌توان فراتر از ایدئولوژی نام نهاد. نوعی اندیشه که تنها به کارآمدی حکومت‌ها فراتر از نوع و ساختار ایدئولوژیک می‌نگرد. امروز جوانان بدون نگاه به احزاب و شخصیت‌ها مطالبه‌گر هستند. البته برخی بر این باورند که قدرت‌های جهانی و نیز برخی قدرت‌های منطقه‌ای در رقابتی هستند تا دولت عمدتاً شیعه متمایل به جمهوری اسلامی سرنگون شود.در این میان، برخی تحلیلگران آتش زدن پرچم کشورها در جنبش‌های اعتراضی را نشانه قوی از خشم مردم نسبت به دخالت کشورها در امور داخلی یک کشور برمی‌شمرند، حال آنکه همواره عناصری از احساسات ناسیونالیستی هم در این جنبش‌های اعتراضی قابل مشاهده است.اما وضعیت امروز این کشور ا
: از سوی دیگر، تصمیم‌گیری در روندهای دمکراتیک امری کُند و وقت‌گیر است. قاعدتاً صدام می‌توانست ظرف چند دقیقه تصمیم مهمی بگیرد و بلافاصله آن را به اجراء بگذارد؛ بدون آنکه بیمی از پاسخگویی به جایی داشته باشد! این کار از دولت‌های دمکراتیک بر نمی‌آید. آنها باید روندی طولانی در جهت اقناع و اجماع‌سازی برای اتخاذ یک تصمیم طی کنند و موانع بسیاری را برای اجرایی کردن آن پشت سر بگذارند. به نظرم حوصلۀ عراقی‌ها از این وضعیت سر رفته است بخصوص آنکه احزاب گوناگونِ حاضر در پارلمان هر کدام منافع اقتصادی و سیاسی خاص خود را در نظر دارند و با ایجاد شبکه‌ای از حامیان رانت‌خور و زیاده‌خواه، سبب نوعی از فساد توأم با ناکارآمدی دستگاه حاکم شده‌اند.
به رغم این، در ده سال گذشته عراق رشد اقتصادی سالانه حدود ۶ درصد را تجربه کرده و نرخ تورم در آن کشور از ۲ درصد فراتر نرفته است. این طبعاً برای خودش درجه‌ای از موفقیت است اما ظاهراً عراقی‌هایی که طی چهل سال گذشته سه جنگ ویرانگر را پشت سر گذاشته و تحریم‌های اقتصادی ویرانگرتری را تحمل کرده‌اند، برای بهبود وضعیت معیشتی خود سرعت بیشتری را طلب می‌کنند و در مقابل کاستی‌ها بی‌تابی نشان می‌دهند.
این در حالی است که نوع دخالت کشورهای بیگانه در عراق نیز به شدت مسئله‌ساز شده است. حیدر العبادی و و همینطور عبدالمهدی هر دو برای ایجاد توازنی مثبت در روابط عراق با آمریکا و متحدان عرب منطقه‌ای آن از یک طرف و جمهوری اسلامی از طرف دیگر اشتیاق داشته‌اند، اما به هر میزان که سطح مناقشه بین آمریکا و ایران بالاتر می‌رود حفظ این توازن برای دولت عراق سخت‌تر می‌شود. در این میان، تبلیغات رسانه‌های عربی منطقه با نارضایتی از روابط به نسبت گرم بغداد و تهران، می‌کوشند تا دولت عراق را به عنوان “آلتِ دست” جمهوری اسلامی معرفی کنند و از قضا برخی محافل قدرتمند داخلی در ایران نیز برای به رخ کشاندن اقتدار حکومت، به طور رسمی و علنی به این داستان دامن می‌زنند! این نوع تبلیغات دو سویه، سبب احساس خجالت، سرشکستگی و تحقیرشدگی در بین برخی عراقی‌ها شده است و آنها هر از گاهی نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند. احضار سفیر ایران به وزارت خارجۀ عراق و خبر بسته شدن کنسولگری آنها در مشهد حود نشانه ای روشن از حتی خشم و نارضایتی دولت عراق از تبلیغات بخشی از رسانه‌های رسمی ایران در مورد ماهیت رابطۀ دوجانبه است.
تظاهرات مردمی نیز بعضاً به این پدیده ربط پیدا می‌کند. نوع شعارهای تظاهرکنندگان عراقی در کنار پوشش رسانه‌ای وسیع آنها از طرف شبکه‌های عربیِ مخالف دولت ایران، ممکن است به معنای شروع حرکتی پیچیده در عراق برای محدود کردن رابطه با ایران باشد. بقلم دکتر محمد سلامی 🇮🇷

به این مطلب امتیاز دهید
برچسب ها:
این مطلب را به اشتراک بگذارید

| | |



لینک کوتاه :



دسترسی آسان به این پست :

اسکن کنید:  تحولات عراق یا بهار عربی
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

اخبار ورزشی

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی